چند وقتی است اینترنت پرسرعت ندارم
چند وقتی است سر به فیس بوک هزار رنگ نزدم
چند وقتی است ایمیل هایم را چک نکرده ام
چند وقتی است توی مسنجرها با کسی بحث نکرده ام
برای رفیق های مجازیم شکلک وگل وخنده نفرستاده ام
چند وقتی است از دنیا بیخبرم ودنیا از من
روزی چند بار جارو میکشم خانه را چند بار تی میکشم
چند بار تمام میزهای تمیز خانه را گردگیری میکنم
روزی چندین غذا میپزم چندین دسر چندین سوپ
سر میز شام شمع روشن میکنم
برای بچه ها قصه میگویم موقع خواب قصه هاکلبرفین
زن خانه شده ام زن زندگی
دستهایم بوی زردچوبه میدهد
دیروز کل کتاب فارسی بچه را خواندم جالب بود
انگار فرصت همه چیز زیادتر شده حتی مادر بودن
همه چیز همانطور است که باید باشد
که باید می بود! گل ویلبل
ولی....
این نقاب جدید برای من خیلی گشاد است
زندگیم خود خودم تویش جا نمیشود
هی از این طرف وان طرفش می خواهد بزند بیرون
وصله ناجور است توی ذوق میزند
هیچکس نمیداند ولی خودم که میدانم
من ادم این سبک زندگی نیستم
من بی هیجان میمیرم
هر روز دلم یک اتفاق میخواهد یک اتفاق جدید
خوب و بدش مهم نیس می شود با ان کنار امد
فقط امروز با دیروزش فرق داشته باشد
من ادم روزهای متفاوتم ادمهای متفاوت تجربه های متفاوت
حس های متفاوت دردهای متفاوت و فکرهای متفاوت
زندگی با ارامش به درد من نمیخورد
من در این قالب کذایی میمیرم باور کنید میمیرم
پی نوشت: بعد چند وقت صدای قیژ قیژ دایل اپ
بهترین صدایی بود که میشد شنید
برچسب: زن زندگی کیست؟,زن زندگی چه خصوصیاتی دارد,زن زندگی,زن زندگیست و مرد امنیت,زن زندگی من,زن زندگی مرد مردن,زن زندگی باس,زن زندگیست,زن زندگیه,زن زندگی اقوام ایرانی,
نویسنده: سپیده صالحپور