خرید بک لینک

در من 1 وهم الوده جغدی است
که بر اخرین درخت موریانه خورده قبیله
شور عزای سیاوشان را تکرار میکند

1 باد صدای مرا به تو 1 1
کدام گوش صدای مرا ترانه خواهد کرد؟

در قبیله من سر بیگناهان بر دار رفته است
انتظار برای سرد شدن آتش افسانه است
چراغ ها تک به تک خود را به سوختن زده اند
شرم با روی های سیاه دوستی دیرینه دارد

کدام باد صدای مرا به تو خواهد رسانید؟
کدام گوش صدای مرا ترانه خواهد کرد؟

در قبیله من زندانی است با اسم قصر
در برج هایش نگهبانان با اسلحه میخوابند
و با یاد عشقهای ندیدهشان محتلم میشوند
دیواره های قصر سیاه است و خوفناک
روی بلندترین برجش لاشخورها در انتظارن
جلادها شبها با پیراهنی سیاه
الغوث میگویند
وصبحها با پیراهنی سرخ
با خون وضو میگیرند قربت الله
در قبیله من مادران، پشت دیوارههای قصر
داغ میخورند و پدرها خاک بر سر میشوند

کدام باد صدای مرا به تو خواهد رسانید؟
کدام گوش صدای مرا ترانه خواهد کرد؟

سحر زمان مناسبیست برای ضیافت خون
اهالی شهر بخوابید شهر در امن و امان است
سیاوش قصه بر دار است
کجاست آرش افسانه ها؟
تیرها در کمان ها زنگ زدند
شاید این جمعه بیاید شاید؟

کدام باد صدای مرا به تو خواهد رسانید؟
کدام گوش صدای مرا ترانه خواهد کرد؟

ضحاک قبیلهی من در شانه هایش
در چشم هایش در دهانش
در کشاله های متعفن پاهایش
در میانِ پشم های آلت مردانگیش
ضیافت مارهای گرسنه را آذین بسته است
جام های سیاهشان خون سرخ میخواهد
؛از خون جوانان وطن لاله دمیده
ای خدا لاله دمیده؛
در قبیله من خاکسرد سوگوار پنهان لالههاست

کدام باد صدای مرا به تو خواهد رسانید؟
کدام گوش صدای مرا ترانه خواهد کرد؟

من دیدهام با چشمانِ خودم دیدهام
که در مردمکهای کوچکشده هم قبیلههایم
جوانههای کوچکِ لاله رویید
و در بیلبوردها شهر، پینوکیو از شرم وقاحت
جلوی چشمان روباهان مکار و گربههای دله
بینیاش را از ته برید
و به آغوشِ سرد نهنگها پناهنده شد

کدام باد صدای مرا به تو خواهد رسانید؟
کدام گوش صدای مرا ترانه خواهد کرد؟

در تاریخ درباره قبیله من ننویسید
قبیلهی من مورخ نمیخواهد
تاریخ ساز میخواهد
آیا کسی هست که آرش کمانگیر را بیدار کند؟
من رابین هود نمیخواهم
من از تمام شوالیههای بور بیزارم
من به قدرت مشتهای در هم فشردهی
هم قبیلههایم ایمان دارم
ققنوس، پشت کوهها منتظر است تا
زال قصه، موی سپیدش را آتش بزند
رستم میآید بدون داغ سهراب
قبیله من شاهنامه را از نو میسراید
تهمینه پستانش را
در دهان تمام نوزادان میگذارد
همهشان که سهراب شدند
قصر بر خود میلرزد
سرخه حصار آتش میگیرد
و ضحاک را مارهای سیاهش
نیش میزنند و از خون ناپاکش
مارها به درک واصل میشوند
لاله ها مسیر قبیلهام را نشان میدهند

کدام باد صدای مرا به تو خواهد رسانید؟
کدام گوش صدای مرا ترانه خواهد کرد؟

#تقدیم به مادرانِ به انتظار نشستهی خانه اصفهان
#رها

برچسب: نویسنده: سپیده صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 24 ارديبهشت 1403 ساعت: 2:15

صفحه بندی