خرید بک لینک

چراغ ها خاموش است

باد هوهو می کند

پنحره اتاقم می لرزد

ترس توی دلم قندیل میبندد

بغضی سر خورده

درون مغزم گلوله می شود

تمام مغزم روی تخت می پاشد

می ترسم...

خرده ریزه های خونی مغزم را تند تند زیر پتو جارو می کنم

و گوش هایم را....

و گوش هایم را

با دست های خالی ام

به کری می زنم باد همچنان لجوجانه خودش را

به پنجره اتاقم می زند

زیر پتو گرد می شوم

خرده ریزه های لعنتی مغزم

در حال جان کندن هم غرغر می کنند

چشمانم را می بندم

جغد ترس بالای سرم لالایی می خواند

تو نیستی

دست های تو نیست

حتی خیال محال تو نیست

من خالی ام

بی قلب

بی مغز

بی زبان

بی نفس

بی پناه

بی تو...

و باد پشت پنجره

این ها را بهتر از من می داند

چراغ ها خاموش است

باد هوهو می کند

پنجره میلرزد

و تن لرزان زنی

زیر پتو

خودش را مچاله به

مردن می زند

#رها

برچسب: نویسنده: سپیده صالح‌پور تاريخ: سه شنبه 27 اسفند 1398 ساعت: 15:02

صفحه بندی