به چشم های سرمه کشیده ام نگاه میکنی
آهوها در دشت رم می کنند.
مژه های ریمل زده ام را از قاب چشمانت کنار می زنی
بلند می خندم!
صدای خنده هایم
خواب خرگوش ها را به هم می زند
اسب های وحشی شیهه می کشند.
روی گونه هایم پودر های هلو می درخشند
هوس گاز زدن در تمام تنت به رعشه
می افتد.
مرغ میناها قرمزی لپ هایشان را با بال های سفیدشان می پوشاندنند.
به لب هایم خیره می شوی،
در لب هایم باغ های انار یواشکی چشمک می زنند.
انارهای سرخ را به دندان می کشی
دهانت تلخ می شود!
از شکاف لب هایم تمام دنیا را دود می گیرد.
چشمانت می سوزد
سرفه های بی امان امانت نمی دهد.
جایی حوالی جگرم را نشانت می دهم
شعله های آتش را که می بینی،
چشمان گرد شده قرمزت را، به مژه های ریمل کشیده و لب های قرمزم سنجاق
می کنی!
آهوها می ایستند
پلنگ ها نگاه می کنند
سراسیمه ،بدون چشم می دوی
انار سرخ از لب هایت می افتد
شکاف لب هایم بسته می شود.
دنیا
دوباره
آرام
می گیرد
پلنگ گردن آهوی بی حواس را فشار
می دهد!
#رها
برچسب:
نویسنده: سپیده صالحپور