خرید بک لینک
تو را دوست داشتم از کی؟

درست نمی دانم شاید سال ها پیش ،شاید هم خیلی پیش تر از سال ها.

فکر کنم آن موقع که دیدمت موهایت بلند بود قدت نیز هم.

دوستت داشتم بی هیچ دلیلی،اسمش را نمی شود عشق گذاشت، عشق سرد می شود،

من سال ها سوختم.سال ها...

دوستت داشتم همین

خیلی ساده

خیلی معصوم

خیلی کودکانه...

حتی وقت هایی که سهم دیگران بودی هم باز دوستت داشتم.

با بودنت حالم خوب بود حتی از فاصله های دور خیلیییی دور...

شب هایی که خوابت را می دیدم دستپاچه از خواب می پریدم و تمام سکانس هایش را در صندوقچه زیر بالشم پنهان می کردم هزار قفل هم می زدم نمیخواستم لذت تکرارش را حتی با خودم شریک شوم.

مزه آغوشت را چشیده بودم

طعم لب هایت را هم...

ولی هیچوقت رویایم بیشتر از این پیش نرفت از خواب می پریدم! خواب هایم عجیب نجیب بودند.

می دانی تو هیچ کدام را نمی دانستنی

حتی نمی فهمیدی، خوب حق هم داشتی!

ابروهایم همیشه درهم بود موقع دیدنت٬

زبانم هم تند بود موقع صحبت کردنم ،

ولی چشم هایم نه...

می دانی تمام دل آدمها توی چشم هایشان غوطه ور است.

ندیدی!

چشم هایم را دوست نداشتی هیچوقت.

ولی من همچنان دوستت داشتم عجیب ،و این رمزی بود بین من و قسمت در لفافه ی قلبم پشت تمام قفل ها و زنجیرهای زنگ زده.

سال ها گذشت...

خیلی وقت ها خواستم بگویم: دوستت دارم بگویم: از بس خواب هایت را دیده ام

نمی دانم کدامتان واقعی هستید کدامتان رویا

ولی نشد!!

نمی شد!!

ومن همچنان دوستت داشتم...

امروز بالاخره تمام سکانس های خواب هایم را از زیر بالشم بیرون کشیدم

قفل هایش را شکستم

غرورم را توی صندوقچه گذاشتم

رژ لب قرمزم را چند بار زدم

و نفسم را در دالان تاریک و نمور سینه ام حبس کردم.

تک تک رگ هایم

حس جریدگی داشت،

جر جر جر جر...

_نشود فاش کسی آن چه میان من و توست_

برایت با دستانی لرزان

نوشتم« دوست دارم »

_سیبی از شاخه افتاد_

تو پرسیدی چیو؟

سینه ام سنگین شد. آخ یک(ت) ناقابل را جا انداخته بودم.

من دوستت داشتم و تو خوانده بودی دوست دارم!!! و منتظر مفعول بودی

همیشه مفعول ها با(را) می آیند

آه بلندی کشیدم از ته تمام دالان هایی که تاریک بود و نمور.

تمام سکانس های خواب های این سال هایم را در همان صندوقچه رازدار زیر بالشم ریختم عرق روی پیشانی ام را پاک کردم و گفتم: خواب هایم را...

استیکر خنده گذاشتی و رفتی....

تو رفتی و من همچنان

مشغول دوستت داشتن هایم هستم ،

بی صدا

بی رنگ

معصوم

نجیب

بالشم را در آغوش می کشم...

نشد

نمی شود...

#رها

#عاشقانه ارام

برچسب: نویسنده: سپیده صالح‌پور تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 1:42

صفحه بندی