خرید بک لینک

گاهی حال آدم بد است.

هرچقدر هم خودش را به این کوچه و آن کوچه چپ و راست بزند و هرچقدر لباسش را عوض کند و عطر لاویست بله لنکوم را روی خودش خالی کند و حتی جلوی آینه بایستد و رژ قرمز جگریش را محکم روی لب هایش بکشد و هر چقدر برود توی آشپزخانه پیتزای خانواده مرغ و قارچ با سس الفردو بپزد و فیسش را به گروه خانوادگیش بدهد

باز هم

باز هم

حالش بد است.

آن قدر بد که خودش را به خواب بزند چراغ ها را خاموش کند چند سرفه الکی هم ضمیمه تمارضش کند تا کسی نخواهد با او احیانا دو کلمه ای حرف بزند. گاهی آدم با خودش ساعت ها حرف دارد . باید تکلیفش را با خودش روشن کند هرچند این تکلیف ها از تکلیف های شب سیزده به در هم سنگین تر است .

گاهی آدم دلش می خواهد کرونا را در آغوش بگیرد وبا او بخوابد و دیگر بیدار هم نشود .حتی اگر کرونا همان خفاش سیاه زشت کارتون چوبین باشد !بلاتکلیف بودن از مردن با کرونا هم سخت تر است، آدم نمی داند دقیقا باید چه غلطی کند .درست مثل لحظه آنی بعد از تزریق داروی بیهوشی، همان موقع که مچ دستت یخ می زند و گلویت سنگین می شود ،همان موقع که

نمی دانی باید بروی ؟بیایی؟ بمانی ؟

گاهی آدم حالش بد است

گاهی کرونا خوب است

گاهی مردن عالی است...

#رها

برچسب: نویسنده: سپیده صالح‌پور تاريخ: سه شنبه 27 اسفند 1398 ساعت: 15:02

صفحه بندی