خرید بک لینک

صبح که شد

خاکسترهای دیشب را باد برد

جنازه ها با بیل از زمین جمع شدند

با شلنگ آبی دراز خون ها را شستند

دوربین های جدید با لنزهای جدیدتر

آن بالا سر کوچه نصب شد

چراغ های سر چهارراه خوش رنگ تر چشمک زدند

بانک ها با اخم پول های خسته را این ور و آن ور کردند

کسی در کوچه داد زد

آب از آب تکان نخورده است

خود را به خواب بزنید

در صفحه شطرنج ولی

ضجه های مادران مهره های سیاه و سفید

آن قدر مثل هم بود

که سرباز و وزیر ،

سیاه و سفید

باهم به سوگ نشستند

صبح که شد

اندوهی بزرگ قلبم را تراشید...

#رها

برچسب: نویسنده: سپیده صالح‌پور تاريخ: سه شنبه 27 اسفند 1398 ساعت: 15:02

صفحه بندی