خرید بک لینک

ما کبریت, بی خطری بودیم

با گوگردهای خیس رنگی

با قوطی مچاله شدهی خیس

در شبی بارانی

کنار منقل خاکستری

فندک که آوردید

گوگردها دلشورهشان گرفت

چوب ها نحیفانه خود را

به دیوار کشیدند

اما...

اماهیچ ذغالی گر نگرفت

دورمان که انداختید

خشک شدیم

مثل برگ های زرد پاییزی

تنهایی در درونمان شعله کشید

تا ته سوختیم

ولی نگذاشتیم

آب در دل گوگرد هایمان تکان بخورد

حالا

با تنی کثیف و مچاله شده

منتظریم

با اولین لمس

تمام دنیایتان را بسوزانیم

تر و خشک با هم

ما کبریت, بی خطری بودیم....

#رها

برچسب: نویسنده: سپیده صالح‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:34

صفحه بندی